دنیای خاکستری

!خاکستری که آرزوی میل کردن به سمت سفیدی دارد

دنیای خاکستری

!خاکستری که آرزوی میل کردن به سمت سفیدی دارد

فکر میکنم کمتر کسی باشه که دکتر میم رو نشناسه،با این حال این پست که یک ویدیو تقریبا پونزده دقیقه ای با رنگ و بوی امید رو داره اینجا سنجاق میکنم :) شاید کسی  مثل من با دیدنش حالش بهتر بشه.

 

+موقت

۰ ۰۳ بهمن ۹۸ ، ۰۰:۴۹
^_^ khakestari

آسمون رو نگاه کردی؟ برف و بارون قاطی شده،سرت رو بالا بگیری و خیره بشی به اسمون میبینی از اولِ اول همه دونه ها برف هستن اما وسط راه بعضیاشون طاقتشون کمتره و آب میشن،بیا فکر کنیم از خجالت آب میشن!از شرمِ لمس کردنِ هوای ماست،دو دو تا چار تا هم بخوای حساب کنی،اونا از اون بالا بالاها اومدن،هوا و شرایط اونجا پاک هست از شرمِ بی خبری آب میشن!البته که خدای ما هم بزرگه!نعمت خدا که فرقی نداره،برف و بارونش مهم نیست،مهم اینه که خدا هنوز ما رو فراموش نکرده،اشکال نداره بزار برا بالا شهری ها برف باشه و برا ما برف و بارون قاطی بشه،عادت داریم به این فرق گذاشتن ها،ته تهش هم میشه حکمت!ول کن این حرفا رو،داشتم چی میگفتم؟

آره داره برف میاد،حالا من نباید مثل حسرت زده ها،آهنگ برفِ بابک جهانبخش رو بزارم روی تکرار و از پنجره خیره بشم به بیرون!حالا باید تو میبودی که فقط با نگاه به اسمون،خواسته دلم رو بخونی و تکست بدی قرارمون باشه ارم؟

منم ذوق مرگ بشم،شال و کلاه کنم و زودتر برسم و هی پا به پا کنم تا بیای.دست توی دست همدیگه خیابون ها رو متر کنیم،آسمون ریسمون ارزوهامون رو بهم ببافیم،این وسط سرما و سرخ شدن صورت هامون کم اهمیت ترین مسئله باشه!

نیستی و منِ حسرت زده زیر لب تکرار میکنم"برف میباره خاطره هاتو یادم میاره...من دلم گرم هیچکی نمیشه،سردمه سردمه خیلی سردمه"

۰ ۰۲ بهمن ۹۸ ، ۱۱:۴۱
^_^ khakestari

بغلم کن که جهان کوچک و غمگین نشود

بغلم کن که خدا دور تر از این نشود

 

🖋حامد ابراهیم پود

۹ ۲۹ دی ۹۸ ، ۲۳:۳۹
^_^ khakestari

_

جون به جون دانشجو جماعت کنند فرجه و زمان سوزی میکنه تا برسه به شب امتحان و لحظات ملکوتیِ غلط کردم!

+مشکلت چیه واقعا؟
۱۳ ۲۸ دی ۹۸ ، ۱۷:۱۰
^_^ khakestari

نامه ای سر گشاده به جواد آقو!

سلام کاکو،خوبی؟چیطوری؟عامو ای چه کاری بود کِردی؟شمو که اِقَد خوبی،با کمالاتی،ازت بعید بود هِلک هِلک پوشی بری محل کار زیدت و دَعوو را بندازی.نه خدا وکیلی ای رسمش هس؟ببین کاراتِ...حالو رفتی،باید اونجو آبروش جولوی همکاراش ببری و بِکشیش سینه ی فُش؟نه ای دُرُسِشه؟باید آقوی رستگار بنده خدا از همی جو بیخبر فُش کِش کنی؟حالو گیرم ای زیدت رفته با اکیپ همکاراش بیرون و دختر پسری والیبال بازی کِردن و یکم تنگیدن بالو پویین،بعدش هم رفتن کافی شاپ،شمو باید رگ غیرتت ورقلمبیده بشه و دَس رو دختر مردم بلند کنی؟ای رسمش هس ناموسا؟حالو دس هم روش بلند کِردی و زدیش،بعدش باید اهانت کنی به خانوادش  فُش بدی؟

بنده بعنوان یک فالگوش گیرنده که درجریان تمام کارهای زشتت بودم هم ازت ناامید شدم چه برسه به زید سابقت...ها کاکو دیگه هرچی بینتون بود تموم شده و از چیشِ ای دختر افتادی،بی زحمت اقد سمج بازی درنیار و تیلفون نزن به ای دختر،بیزو ما هم آسایش دوشته باشیم توی اتوبوس عمومی.

+صرفا جهت تلطیف فضای وب بعد از بحث های سیاسی!                                                                                                           باتشکر

++احتمالا موقت

+++لهجه رو متوجه شدید دیگه؟:)

۱۲ ۲۵ دی ۹۸ ، ۲۳:۵۱
^_^ khakestari

در این چند روز سعی کرده ام از اخبار و بحث ها دوری کنم.شاید در این زمستان باید مثل کپک سرمان را زیر لحافمان کنیم و سرگرم دنیای خود شویم!شاید هم خود را به یک خوابِ زمستانی دعوت کنیم،عواطف و منطقمان را خواب کنیم تا راحت تر زندگی کنیم!

سعی میکنم به آمدنِ خواهرم فکر کنم و به برنامه ها و دروهمی هایمان اما نگرانی مانند ماری موذی نیش خود را میزند که اگر پروازش به مشکل بخورد چه؟

جوابی ندارم و پناه میبرم به زیر و بالا کردنِ این مجازیِ بی در و پیکر،به یک ویدیو کوتاه برمیخورم، خانمی در شبکه افق لابلای اظهاراتش درباره سردار میگوید"این خون باعث یک تکان جدی شد و ما یا باید اعتقادات و حرفا رو ببوسیم و بگذاریم کنار و یا وارد میدان شویم.هرکسی اعتقاد ندارد هم از ایران برورد!"

چندباری ویدیو کوتاه را میبینم و نمیدانم چه واکنشی به این منطقِ مزخرف نشان دهم،ناخوداگاه ذهنم فلش بک میزند به خاطرات بچگی،همان وقت هایی که از صبح تا ظهر بساط بازیمان به راه بود،در این بین همسایه های مسن اعتراض میکردند که بروید جلو خانه خودتان بازی کنید.

حال این خانومِ مجری همینقدر مالکیت هم برایمان ارزش قائل نمیشود.چشمانش را میبندد و میگوید مخالف هستی،برو!

عجب خیال خامیست دموکراسی و مذاکرات در این قرن حتی...زمانی که هرکسی خودش را بر حق میداند و حق دیگران را نادیده میگیرد.

+حالم بهم میخورد از این همه حق به جانب بودن....یادم می اید در دین و زندگی دبیرستان میخواندیم که حتی دموکراسی بد است و ما که نظامِ مردم سالاری دینی داریم خوبیم...نمردیم و معنی مردم سالاری را هم فهمیدیم.

۱۹ ۲۴ دی ۹۸ ، ۰۰:۰۸
^_^ khakestari

-

کاش یک سفرِ کاری ترتیب میدادیم،مسئولان رو میفرستادیم ژاپن تا دوره های قبولِ مسئولیتِ اشتباه،عذرخواهی خالصانه و استعفا رو یاد بگیرند.

+البته چون تعداد زیاد هست بهتره استاد رو دعوت کنیم بیاد تهران😑

۷ ۲۲ دی ۹۸ ، ۰۰:۱۰
^_^ khakestari
۱۲ ۲۱ دی ۹۸ ، ۱۶:۴۷
^_^ khakestari

-

دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده

۱۹ دی ۹۸ ، ۲۳:۵۱
^_^ khakestari

از گزارش ها و تحلیل های آمنه سادات ذبیح پور و امثالهم همانقدر کهیر میزنم که از گزارش های مسیح علینژاد!

از موج سواری صدا و سیما و تیزرها همانقدر متنفر هستم که از موج سواری و مشاجره های مخالفان!

از نادانی و بازی خوردنِ مردم همانقدر متاسف میشوم که از خوشحالی و هل هله هایشان!

از تقسیمِ ناعادلانه خبری برای سردار و همراهانش بغض میکنم!سهم یکی میشود اختصاص دادن تیتر یک خبرها و دیگری فقط به انتشار اسم و عکسش قناعت میکنند!

از برچسب زدن ها و جبر جغرافیایی همانقدر متنفرم که از دخالت دولتمردان و سرکوب کردن هایی با طعم گلوله!

در بین کشمکش ها من دختری هستم که زانوی غم بغل گرفته در سوگ از دست رفتن انسانیت!نمیدانم چه شد از همان اول که پیشانی نوشتِ ما خاورمیانه ای ها همراه با تنش و درد نوشته شد!نمیدانم چه شد از همان ابتدا که خونِ عده ای رنگین تر شد و برچسب جهان اولی با افتخار چسبیده شد به پیشانیشان و ما جهان سوم و خاورمیانه ای ها درتنش و جنگ نطفه مان بسته شد!

 

+با تمامِ مخالفت و نقدهایم به نظام و دولت برای از دست رفتنِ سردار ناراحتم!همانقدر ناراحت که با دیدنِ عکسش بغض میکنم!همانقدر ناراحت که حسِ ویران شدنِ تکیه گاهم دارم!

++بقول قدیمی ها " کور شه چشمی که بیشتر از صاحب عزا گریه کنه" اگر تنها همین را آویزه گوشمان کنیم از دوستی خاله خرسه دولتمردان خارجی و رسانه ها دلگرم نمیشویم و با موج سواری دلتمردان و رسانه داخلی هم تحمیق نمیشویم.این وسط فقط زندگی و جان مردم تبدیل به گوشت قربانیِ بازی قدرت عده ای شده است.

۱۱ ۱۵ دی ۹۸ ، ۱۲:۲۱
^_^ khakestari