یکی از دوستانِ مامان یکی رو معرفی کرده برای خواستگاری.

واقعا نظر خاصی نداشتم اما میخواستم برای اولین بار از اون "نه" گفتن سفت و سخت کوتاه بیام و حداقل ببینم و اجازه بدم بیان یا نهایتش جلسه اول بیرون برگزار بشه آماااااااا مامان معتقد بود که الان داری میخونی و بعدا برای انتخاب شهر دستت بسته میشه و تو که تکلیفت مشخص نیست برای چی مردم رو علاف خودت کنی :| زودی تماس گرفت و تلفنی جواب رد داد.

ولی خب بنظرم این خیلی بده که هیچ تجربه ای توی این زمینه ندارم و اساسا نمیدونم بهتره توی جلسات خواستگاری دقیقا از چی حرف زد :|

این بنده خدا میخواست بشه موش آزمایشگاهی که مادرِ گرام نذاشت :|

+شما به قسمت و تقدیر برای ازدواج اعتقاد دارید؟