دنیای خاکستری

!خاکستری که آرزوی میل کردن به سمت سفیدی دارد

دنیای خاکستری

!خاکستری که آرزوی میل کردن به سمت سفیدی دارد

اندراحوالات امروزِ من

چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۲۷ ب.ظ

امروز،روزِ من نبود.

از همون ظهر که یسری کنایه شنیدم و بعدش با توجیه شوخی کردن،ماست مالی کردند.مجبور شدم برای حفظ ظاهر و اینکه آره باور کردم،نهار رو باهاشون بخورم که درواقع کوفتم شد.کمتر از همیشه غذا خوردم و زود اومدم خونه.

عصر که رفتم درمونگاه و آمپول بزنم،تزریقات گیر داده که اول برو پیش پزشک عمومی تا آمپول ها رو تایید کنه.بهش میگم خانوم،دکتر متخصص این آمپول ها رو برای من نوشته و الان هفته چهارم هست که میخوام بزنم،اصلا آمپول خاصی نیست.آخرش مجبورم برم پیش پزشکِ الاغ، اونم میگه من که ننوشتم اینو تا تایید کنم. محضِ رضای خدا اصلا هم نگاه نکرد که ببینه آمپول ها چی هستند.این دفعه یکی دیگه از پرسنل تزریقات باهام میاد و باهم میریم پیشِ یک پزشک دیگه که بنده خدا میگه اینکه موردی نداره و براش تزریق کنید.

بعدش میرم حرم تا بلکه آروم بشم.از شانسِ من خیلی شلوغ هست و پُر از مسافر :|

میرم همون خلوتگاه همیشگی خودم که باز اون قسمت هم ردیف ردیف زن و بچه نشسته،اهمیتی نمیدم و هنذفری هام رو میذارم توی گوشم و مفاتیح بدست،مناجات حضرتِ امیر رو میخونم.توی اوجِ دعا و گریه، یهو یک دختر بچه اومده کنارم و دستش رو میذاره روی شونه ام،بهش شکلات میدم،میره شکلات رو میخوره و پوستش رو میاره بهم میده :)

حالم بهتر میشه که یک خبری رو میشنوم که باز میزنم زیر گریه،اشکام تمومی نداره...میام توی حیاط و کمی آب میزنم به صورتم و خوب میشم.


الان هم یک تماس تلفنی داشتم و آخرش با بغض و گریه تموم میشه....امروز، روزِ من نبود.

۹۷/۰۲/۱۹
^_^ khakestari

نظرات (۱۴)

ناراحتم شدم برات. امیدوارم همچین روزایی برات پیش نیاد دیگه...
پاسخ:
ممنونم....گاهی شاید آدم احساساتش غلیظ میشه و ری اکشن های غلیظ تری داره...شاید یک روز دیگه، امروز رو مرور کنم،بفهمم انقدر گریه و اشک قاعدتا نباید میداشته
۱۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۴۰ مهسا ماکارونی فر
:(( اردیبهشتی که روز بد داشته باشه خره...
پاسخ:
اردیبهشت داره نفس های آخرش رو میکشه و گویا هیچ مسئولیتی درقبال این روزها نداره
چه بد!!!
پاسخ:
اره :)
یک روزِ لعنتیِ بد
عجب روزی داشتید امروز :-|
امیدوارم این دقایق باقیمانده حالتان به شود.
پاسخ:
:)
زندگی همینه دیگه...مرسی 
سلام
اعتراف میکنم دوست داشتم روزتان بهتر بود
ولی با همین وضعی که داشتید حاضرم به خاطر آن مناجات حضرت امیر و آن شکلات دوست داشتنی، سه روز اخیرم را با امروزتان عوض کنم.....
نمیدانم چه ماجراهایی داشت اید و احتمالا بسیار سخت بوده و دلگیرکننده اما به عنوان یک مخاطب بیرونی که این جا نشسته:
نمی دانید چه قدر دلم حرم و مناجات می خواهد و دورم...خسته ام...دست نیافتی می نماید برایم
خوش به حالتان
الهی که حالتان بهتر شود (از صمیم قلب)

پاسخ:
سلام
ممنونم
شما لطف دارید
اما خب منظورم از حرم، حرمِ امام رضا نیستااااا

ایشالا که همه چی براتون خوب پیش بره :) البته گاهی هم نیاز به مکانِ خاص نیست...مثلا میشه توی خلوتی و تاریکی خوابگاه...آخرِشب...یک مناجات گوش کنی و انقدر بباری که ابرهای غم از اسمون دلت محو بشن...
روز تو نبود؟ روز تو نبود؟ توی اون حرم با اون حال و هوا چی کار می کردی پس؟ 
روز من نبود 
عجب! 
مخصوصا اون ایکه که حاج خانم بابت کار غیرقانونی آمپول بی نسخه طلبکار هم هست! یعنی کاش همه ی روز من نبود ها جنسش از این باشه 
شما چهل هفته است داری آمپول میزنی هفته چهل و یکم باید نسخه ات همراهت باشه 
افتاد؟ :) 
اون غذایی هم که کم خوردی مطمئنا اطرافیان فهمیدن ناراحتی
پاسخ:
کارِ من غیرقانونی نبود.فقط امپول برای ریزش مو هست که ویتامین ب پنج هست.دکتر متخصص برام نوشته.شش هفته باید هر هفته بزنم بعدش میشه دو هفته ای یکبار.
زندگی ترکیبی از لذت و سختی هاست... روز های خوب هم میان
پاسخ:
:) زندگی همیشه بر یک قرار نمی ماند....

بلی.بلی
اولا که خوش بحالت ب ۵ پیدا کردی :) 
دوما آمپول با نسخه همراهش میشه غیرقانونی با نسخه ای که تو خونه باشه میشه غیزقانونی درست مثل گواهینامه که موقع رانندگی باید همراهت باشه تو خونه باشه فایده ای نداره 
پاسخ:
مگه نایاب هست؟

عجب....من پس همیشه غیرقانونی کارام رو پیش میبردم :)
این نیز بگذرد...

آن نیز بگذرد...
پاسخ:
و توی بطنِ این ماجراهاست که روح ما بزرگ میشه :)
آری :) منم موخوام :/ :) 
بلی :) 
حالا دیدی همچین روز من نبوده هم نبوده؟ :) 
پاسخ:
:)) اینا ظاهرِ قضیه بود...شما از غصه و اون تماس تلفنی و جریانات چیزی نمیدونید که...
بخاطر پاس کاری شدن توی درمونگاه که ننوشتم امروز ِ روزِ من نبود...
هوم می دونم 
می دونم اصل مشکلت جای دیگه بوده :) 
پاسخ:
:))
بله
انشاالله که خیره و این ته مونده اردیبهشت گوشت شه به تنت و روحت :)
پاسخ:
مرسی مرسی :)
و این امیدبخش ترین حقیقت دردناک دنیاست...

یا شاید دردناک ترین حقیقت امید بخش...
پاسخ:
:) از اون پارادوکس های غریبیست که ادم نمیدونه بابتش خوشحال باشه یا ناراحت
۲۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۲:۵۲ چارلی ‎‌‌‌
متاسفانه کاری بجز دعا کردن از دست من بر نمیاد :( دعا میکنم حالتون خوب بشه(و باشه!). تو این یکی دو روز هم اگه رفتم حرم حتما ویژه دعا میکنم براتون :)
پاسخ:
ممنون :) الان خوبم

لطف میکنید مستر چارلی :)
موفق باشی