در شرح و توصیف احوالاتمان در ساعات پایانی،همین بس که 

دارم برا دوستی پیام میفرستم،میخوام بگم شرایط بحرانی، اول تایپ میکنم برهانی،چند دقیقه بهش خیره میشم میفهمم نه این اشتباست،بعدش تایپ میکنم بهرانی، اینم باز اشتباست،این دفعه دیگه درست مینویسم :|

با این وضعیت مگه میشه تمرکز کرد و درس خوند؟ یک خط دوبار میخونم تا بفهمم :))


+میگه من الان سه روز، روزه گرفتم،دیگه با این سه روز بدنم پاکسازی شده و خوبه دیگهههههه .بسه، روزه نگیریم دیگه.

++ هرچی حرف میزنیم،باز حرفمون میرسه به غذا و انواع طبخ غذاهای سالم :)) اخرش داد میزنه که نگوووو دیگه