این روزها ذهنم دست کمی از بازار مسگرها نداره.گاهی قلبم تندتر از حد نرمال میزنه،گاهی هم باعث میشه که چشم هام پُر و خالی بشه،گاهی خواب  های ناآروم، همه این ها تبعاتِ ذهنِ متلاطم هست.

نمیدونم موقعیتم سخت هست یا اینکه خودم دارم سخت میگیرم.

هروقت که ناامید میشم فقط استخاره اون سیدِ عزیزِ جان در حرم امام رضا یادم میاد که بهم گفت" خوب و خیر هست"

این روزها دلخوش به دعاهای مادرم هستم.

این روزها غریقی شدم  که دعای مشلول شده ساحلِ آرامشش...بلکه آرام بگیرد این مضطر.


+توی دعاهام به یادتون هستم، به یادم باشید.