بچه که بودم، به شدت خجالتی بودم،خصوصا در برخورد با غریبه ها و آقایون.اون موقع ها میرفتم پشتِ سر مامانم و زیر چادرش قایم میشدم، هرچقدر هم که صدام میزدند که زشته، جوابِ فلانی رو بده یا بهش سلام کن اصلا به روی مبارک نمی آوردم.


الان دلم میخواد برم زیر چادرِ مامانم قایم بشم تا حتی خدا هم منو نبینه.

میدونم کارِ اشتباهی کردم و اینجور وقت ها حتی برای نماز خوندن و به نماز ایستادن در برابر خدا هم شرمم میاد.

خراب کردم اونم توی این ماهِ عزیز....چطور دیگه روم میشه سرم رو بالا بیارم و خدا رو صدا بزنم.