من آدمِ ترسیدنم!

من آدمِ نجنگیدنم!

من آدمِ تسلیم شدنم!

توی خیلی از موقعیت های زندگیم بجز یک مورد،همیشه ترس از شکست باعث شده خودم زودتر به استقبال شکست برم،بشینم گریه زاری کنم بالا سرقبری که هنوز توش مرده ای نیست.

خیلی جالبه که برخلاف نظر خودم و خانواده، اطرافیان معتقد هستند اعتمادبنفس بالایی دارم!!!!

الان بیشتر از هر زمان دیگه ای دست و دلم میلرزه ،اما دارم اون منِ ترسویی که همیشه منتظره اون دستمال سفید رو تکون بده و تسلیم بشه رو سرکوب میکنم.

نمیدونم تهش چی میشه و نمیخوامم بهش فکر کنم،شاید قراره در بدترین بستر ممکن رشد کنم،شایدم قراره اون بستر دلخواه من مقدر بشه.

فقط اینو میدونم که نمیخوام توی این روزایی پایانی تسلیم بشم.

نمیخوام واکنش اکثریت،واکنش منم باشه.

برای اولین بار دوست دارم خاص باشم نه عام!!!!