ای قربونت برم اوس کریم

فعلا من دارم به در بسته میخورم و هی نمیشود که نمیشود که نمیشود.

اما میدونم که یک گوشه نشستی و منتظری که اون راه خوبه که برام باز گذاشتی به چشمم بیاد

میدونم که داری به این در و اون در زدن من میخندی و منتظری صاف بیام سمت خودت

میدونم که قبلا گفته بودم پارو نمیزنم و فقط میخوام بادبان قایق زندگیم بکشم تا ببینم شما امر میکنی که باد از کدوم جهت بوزه

میدونم و میدونی که باز الکی پارو زدم و خواستم خودم جهت رو مشخص کنم

نمیدونم تهش چی میشه و چی رقم میخوره اما باید این ترس رو سرکوب کنم و دل بدم به راهی که برام در نظرگرفتی.