پَ....ذی...رِش

از دیروز تاحالا دارم این کلمه رو برای خودم بخش میکنم.

امان از وقتی که سنگاتو با خودت وا میکنی و مقصرترین فرد ماجرا میشی،نه اینکه اشتباه فقط از تو باشه،نه،فقط بیشتر از این ها از خودت توقع داشتی.

دیروز فکر میکردم بدترین روز زندگیم هست،بدترین اتفاق ممکن که قبلا حتی تصورش هم آزاردهنده بود،افتاد.اما من هنوز زنده ام،بعد از چندساعت سوگواری درونی سعی کردم دنبال بهترین راه حل ممکن باشم.

مهم نیست راه انتخابی ایده آل من نیست،مهم چشم انداز اینده هست که میتونه این حس خسران رو به موفقیت تبدیل کنه.

من همون خاکستری هستم که توی سنگلاخ جاده زندگی تا اینجای قصه پیش اومدم،از این به بعد هم پیش میرم :)


+پست قبل تلاشی برای کتابی نوشتن و دوری از محاوره نویسی بود که اصلا دلچسب نشد،همون محاوره بنویسم بهتره :)