وقتی کاملا قید هیئت رفتن رو میزنی تا یکبار دیگه "میم" رو نبینی اما محرم دل دل میکنی برای مراسم ویژه ای که شب حضرت علی اصغر دارند،میزنی توی سرِ دلت و بهش بها نمیدی.
یکی از دوستان مشترک بعد از مدتی پیام میده که بچه های هیئت برات آبِ تربت از مراسم علی اصغر نگه داشتند و دادن به من،یکبار بیا خونمون تا بهت بدم،اما باز نمیری تا نخوای آمار بدی و یجورایی به "میم" وصل بشی.
امشب خیلی اتفاقی دوست مشترک رو مبینی و اون امانتی رو یادش باشه اما تو فراموش کرده باشی.
روزی که انتظارش رو نداری،جایی که انتظارش رو نداری، آبِ تربت مراسم رو بدست برسونن.

همین نشونه های کوچیک رو برای خودت تفسیر میکنی که یعنی هنوز حواسشون به تو و دلت هست :)
مگه میشه دلت از خوشی غنج نره؟