این روزهای فشرده رو دوست دارم،روزهایی که تا سرم رو میذارم روی بالشت بیهوش میشم،روزهایی که انقدر سرپا هستم و راه میرم که اخرشب کف پاهام درد داره،روزهایی که مجبورم برای دقیقه به دقیقه وقتم برنامه بریزم،باوجود تموم خستگی ها اما حس زنده بودن و جریان داشتن دارم.

دیروز بعد از مهد،کلاس داشتم و چون هنوز وقت داشتم ترجیح دادم پیاده برم و این منظره دلبرترین منظره این روزهام شد،انقدر کیفور شدم از دیدنش که دوست داشتم به هر زوجی ازکنارم رد میشد بگم وایسید تا ازتون عکس دونفره بگیرم،وایسید و این لحظه رو زندگی کنید،شتاب نکنید!


+اینجا با ابر حرف زدم :)