از دیروز تا حالا بیش از ده بار توی ذهنم انصراف از کلاس فرانسه اومده و بعد سعی کردم خودم رو متقاعد کنم که نباید جا بزنم.

تمام شوق و ذوق اولیه ام برای یادگیری دود شد رفت هوا،این تغییر انقدر محسوس هست که استادمون هم گفت خاکستری تو خیلی علاقمند و اکتیو بودی چی شده؟

متاسفانه نمیتونستم رک بگم که نحوه تدریس شما و نداشتن تسلط برای تدریس و جو کلاس و رفتار بچه ها روز به روز باعث دلسری من شده.

استادمون بارها میگه که اولین بار هست که میخواد این کتاب و سطح رو تدریس کنه بنابراین شاید با داشتن دانش بالا،راه صحیح انتقال دانشش رو نمیدونه.

بچه ها هم اکثرا قبلا فرانسه خوندن و رها کردن و ذهنیتشون بیشتر از من هست،بنابراین استاد نیازی نمیبینه نکات کوچیک رو توضیح بده،دقیقا همون نکاتی که برای من جدید هست و همین نکات روی هم جمع شده و باعث گیج شدن من شده.

امتحانات هفتگی استاد هم برای منِ استرسی شده قوز بالا قوز.

تقریبا دارم خودخوان کتاب رو پیش میبرم و باید کلمه به کلمه سرچ کنم تا بتونم ماهیت و کلیتی که توی کلاس توضیح داده شده رو متوجه بشم کامل :|

باتوجه به برنامه روزانه ام حس میکنم خیلی تحت فشار هستم بخاطر فرانسه،فرانسه ای که شروعش فقط برای فان بود و رسیدن به یکی از علایق.


با توجه به شغل نیمه وقت،کلاس زبان،واحد های دانشگاه(این ترم 14 واحد برداشتم)

وقتی که برای فرانسه میذارم بیش از حد شده و نمیتونم بقیه برنامه ها رو بخوبی انجام بدم.

از یک طرف به خودم میگم این همه استرس و فشار اصلا لزومی نداره،رهاش کن.

از طرف دیگه نمیخوام کاری رو نیمه تموم رها کنم و حس کنم که نتونستم از پَسش بربیام.