همیشه اولین برخورد و حسی که منتقل میشه خیلی مهمه ،یجورایی خط مشی میشه برای تعیین برخورد مناسب برای هر فرد.

یکی از مربی های مهد خیلی افاده ای هست و با مرور زمان هم حس روز اول، تایید شد.

اصولا توی محیط کار خیلی کم حرف هستم برای جلوگیری از هرگونه سو تفاهم، غیبت و شاید حتی نقل قول کردن حرفایی از جانب من که بعدا دردسر ساز بشه،بنابراین خیلی رابطه ای با همکاران ندارم اما این قیافه گرفتن های این بنده خدا و نگاه های از بالا به پایین طوری که داره بسیار ازاردهندست.

البته که بعدا کاشف به عمل اومد تک دختر هست و از خانواده ای متمول.

مسلما خیلی سخته برای کسی که خودش رو برتر میدونه کاری انجام داد،دیروز کار خاصی نداشتم و  یادم اومد یسری کارای قیچی کاری داره و  دلم براش سوخت اما یک حسی درونم نهیب زد که برای این فلانی نباید قدم برداری خیلی خودش رو برتر میدونه،اما اعتنایی نکردم به ندای درون و سه ساعت تموم براش کار انجام دادم و بعدش هم فایل بندی کردم و گذاشتم داخل کمدش،روی کمد هم براش یادداشت گذاشتم تا وقتی اومد بخونه.


امروز برخوردش دوستانه تر شده بود و خوشحال شد از اینکه کمکش کردم.

هرکس قلق رفتاری خاص خودش رو داره و امیدوارم سیر صعودی داشته باشه بهبود رابطمون.