_بهش میگم بیا بریم بهت دستمال کاغذی بدم بینیت رو پاک کنی،میگه نه میکشمش بالا خوب میشه :| قیافه ام مچاله شد و "چقدر چندش هستی" خاصی توی چشمام موج میزد.

تجربه ثابت کرده بچه هایی که لجباز هستند و والدین بی قیدی دارند نسبت به تمیزی و بهداشت بی اهمیت هستند.

مورد داشتیم بعد از آموزش مسواک زدن و توضیح دادن شیوه صحیح،اومده میگه به بابام گفتم خانوم مربی گفته باید روزی سه بار مسواک بزنی،بابا گفته این ها همش الکیه اگر حوصله داشتی فقط شب به شب مسواک بزنی کافیه.


_یکی از پسرها بیش فعال هست و یکم لکنت داره، تا منو میبینه فریاد میزنه اَدیدَم (عزیزم) و مثل چسب بهم میچسبه :))

چند روز پیش بهم میگه تو همونی هستی که من میخوام عشقم بیا بغلم :|

دهه نودی ها دیگه از همون طفولیت وارد حیطه رل زدن میشن گویا :))


_به والدین یسری سربرگ های مخصوص به پیش دبستانی رو دادیم تا اگر کسی جز خودشون بخواد بیاد دنبال بچه ها،والدین توی یکی از اون سربرگ ها رضایت خودشون و نسبت اون فرد رو بنویسند و امضا کنند.

یک دختر خانومی اومد دنبال مریم،نسبت رو که ازش پرسیدم گفت زن داداشش هستم :)) یک نگاهی به مریم کردم که فسقلی از حالا در نقش خواهر شوهر هست و چقدر راحت میتونه خواهرشوهرش رو گول بزنه :)) مثلا برای خواهر شوهرت استیکر و پازل بخری تا باهات خوب باشه.