نقطه سر خط

گاهی باید یک نقطه بذاری و از نو شروع کنی

۱۶ مطلب با موضوع «اندکی شعر» ثبت شده است

بیت های دوست داشتنی ١٦

‌ماهی کوچـک من ! بـرکه حـلالت باشـد

گـر به چشمان تـو تنگ آمده اقیانوسم



حسین زحمتکش

۰۶ مهر ۹۷ ، ۱۷:۳۱
^_^ khakestari

بیت های دوست داشتنی ١١

با چون خودی درافکن اگر پنجه می کنی

ما خود شکسته ایم چه باشد شکست ما


سعدی جان 

۲۱ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۴۶ ۹ نظر
^_^ khakestari

هذیون012

خدا میدونه که وقتی بهم زنگ زد و گفت باید بیایی برای نذری چقدر خجالت کشیدم....وقتی که گفت تو پاک هستی و انقدر دستت خوب بوده و برکت داشته که میخوام مثل دفعه های قبل خودت برنج ها رو مخلوط کنی....کلمه "پاک" توی ذهنم اکو میشد و بدتر باعث بغضم میشد...


+وصل تو کجا و من مهجور کجا

دردانه کجا حوصله مور کجا

هرچند ز سوختن ندارم باکی

پروانه کجا و آتش طور کجا



++آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند


۱۰ خرداد ۹۷ ، ۰۰:۵۱ ۹ نظر
^_^ khakestari

یامجیر

دلم گشته بیمار و خواهم دوا

که جز تو کند حاجتم را روا

به زنجیر نفس و به بند هوا

اسیرم اسیرم اسیرم اسیر

اجرنا من النّار یا مجیر

۰۸ خرداد ۹۷ ، ۰۱:۴۶ ۱ نظر
^_^ khakestari

آقا بیا

ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای؟

ای مرد با وقار چرا دیر کرده ای؟


آقا بیا که میوه ی ما کال می شود

جبریل مان بدون پر و بال می شود



علی اکبر لطیفیان


۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۳۵ ۷ نظر
^_^ khakestari

بیت های دوست داشتنی ١٠

چه دیر آمدی حالایِ صد هزارساله ی من!

من این نیستم که بوده ام

او که من بود آن همه سال

رفته زیر سایه ی آن بیدِ بی نشان مُرده است.


سیدعلی صالحی



آن با وفا کبوتر جلدی که پرکشید

اکنون به خانه آمده، اما عوض شده


فاضل جانِ نظری


پ.ن: متنفرم از اینکه وقتی رفت به زمانِ نبودنش بی اهمیت بود اما حالا بین حرف هاش دنبال منِ قبلی میگرده و این منِ تغییر کرده رو قبول نداره.

پ.ن2:شفاف سازی میکنیم که به هیچ عنوان پای هیچ مذکری در پی نوشت اول در میان نیست.



۰۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۳ ۲ نظر
^_^ khakestari

بیت های دوست داشتنی ٩

این همیشه ها و بیشه ها 

این همه بهار و این همه بهشت 

این همه بلوغ باغ و بذر و کشت 

در نگاه من ،

پُر نمی کنند 

جای خالی تو را......


شفیعی کدکنی



۲۱ فروردين ۹۷ ، ۰۰:۴۲ ۶ نظر
^_^ khakestari

بیت های دوست داشتنی٨

گفتی که شاهکار شما در زمانه چیست؟

باللّه که زنده بودن ما،شاهکار ماست...


فخرالدین مزارعی


پ.ن: از اون بیت هاست که هی میخونی و بیشتر نیشت شُل میشه :)) بسی خوشمان امد...یعنی قشنگ حقِ مطلب رو ادا میکنه.

۱۹ فروردين ۹۷ ، ۱۵:۱۷ ۴ نظر
^_^ khakestari

بیت های دوست داشتنی٧

نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون 

که هر کجا خبری هست ادعایی نیست


دلیل عشق، فراموش کردن دنیاست

وگرنه بین من و دوست ماجرایی نیست... 


فاضل جانِ نظری❤️

۰۹ فروردين ۹۷ ، ۲۳:۴۹ ۵ نظر
^_^ khakestari

بعد یک سال بهار آمده...


بعدِ یک سال بهار آمده، می‌بینی که؟

باز تکرار به بار آمده، می‌بینی که؟


سبزی سجده‌ی ما را به لبی سرخ فروخت

عقل با عشق کنار آمده، می‌بینی که؟


آنکه عمری به کمین بود، به دام افتاده

چشم آهو به شکار آمده، می‌بینی که؟


حمد هم از لبِ سرخ تو شنیدن دارد

گل سرخی به مزار آمده، می‌بینی که؟


غنچه ای مژده‌ی پژمردن خود را آورد

بعد یک سال بهار آمده، می‌بینی که؟


فاضل جانِ نظری❤️

۰۵ فروردين ۹۷ ، ۰۱:۳۷ ۴ نظر
^_^ khakestari