نقطه سر خط

گاهی باید یک نقطه بذاری و از نو شروع کنی

۱۳ مطلب با موضوع «دلخوشی ها کم نیست» ثبت شده است

دنیای این روزهای من

این روزها یکی از دوست داشتنی ترین صحنه ها برام دیدار دنیاست،دختر کوچولوی سه ساله ای که به محض دیدنم دستاش رو باز میکنه و منتظر میشه تا بغلش کنم،اگر بغلش نکنم میاد دستاش رو حلقه میکنه دور پاهام یا انقدر از جلوم رد میشه و لبخند میزنه تا دلم براش ضعف بره و بغلش کنم.
البته که منم دوست دارم بغلش کنم اما ازاون روزی که بغلش کردم و بوسیدمش،با بیست جفت چشم منتظر روبرو شدم و تذکر معاونمون که خاکستری اینجا در برخورد با بچه ها هیچ گونه تبعیضی نداریم و من مجبور شدم بیست تا دختر و پسر رو ببوسم و در آخر کاملا تونستم با عروس و دامادهای قدیم که برای خوشامدگویی به مهمان ها روبوسی میکردند،همزادپنداری کنم :))
آره خلاصه،از اون روز بود که کمتر سعی میکنم دنیا رو بغل کنم و ببوسم یا اینکه میبرمش توی اتاق بازی و اونجا حسابی لوسش میکنم و نازش رو میخرم.
این روزها دنیایی که دستاش رو حلقه میکنه دور گردنم و "دوستت دارم" رو هجی میکنه،عاشقم.
۲۴ آذر ۹۷ ، ۲۳:۴۷ ۲ نظر
^_^ khakestari

غیرمنتظرهِ دوست داشتنی

صبح با صدای آلارم بیدار میشم، یک چشم باز یک چشم بسته با گوشی میام اینجا رو چک کنم که میبینم پیام دارم،فرستنده پیام باعث میشه اون یکی چشمم هم باز بشه و تعجب کنم.

با خوندن پیام بیشتر متعجب میشم و انگار به چشمام اطمینانی نداشته باشم دوبار پیام رو میخونم،مکث میکنم،بعدش یک لبخند پت و پهن روی صورتم نقش میبنده.

سریع لب تاب رو روشن میکنم و لینک های ارسالی رو اجرا میکنم،قلبم تند تند میزنه ببینم قالب جدیدم چجوریه.

محو اون طراحی نقطه سر خط میشم.چقدر قشنگ طراحی کرده.وای خدایا فونت قبلی روی اعصابم بود ولی این فونت رو دوست دارم.

باز برمیگردم بالا و به طراحی نقطه سر خط خیره میشم،لبخندم جون دار تر شده و توی فکرم که چجوری جبران و تشکر کنم.


+چی بهتر از یک غیرمنتظره میتونه حالت رو عوض کنه و روزت رو رنگی رنگی؟

۱۵ آبان ۹۷ ، ۰۹:۰۳ ۱۶ نظر
^_^ khakestari

با خیالت خوشم

خیلی کم پیش میاد که تماس تصویری داشته باشیم،آخه تماس تصویری باعث میشه دلتنگی بیشتر بشه و خودی نشون بده.

این روزها اما تماس تصویری با "سین" حال و هوای دیگه ای داره،مدام لباس هایی که برای فینگیل خریده رو نشون میده و هر دفعه من بهش اصرار میکنم پاشو تا من شکمت رو ببینم :)

ای کاش تکنولوژی انقدر پیشرفت کرده بود که با تماس تصویری میشد طرفِ مقابل رو بصورت سه بعدی کنار خودت داشته باشی و لمسش کنی،بغلش کنی.

این روزها بیشتر از هروقت دیگه ای طعمِ خاله شدن رو مزه مزه میکنم و شوق دارم.


+دیدنِ پیکسلِ ارسالی من که سنجاق شده به ساکِ لباس فینگیل یعنی خودِ خودِ دلخوشی :)

خیلی دوست دارم یک هدیه برای فینگیل بخرم اما نمیدونم چی!

۰۴ آبان ۹۷ ، ۱۸:۲۶
^_^ khakestari

رزق من حیث لا یحتسب

وقتی کاملا قید هیئت رفتن رو میزنی تا یکبار دیگه "میم" رو نبینی اما محرم دل دل میکنی برای مراسم ویژه ای که شب حضرت علی اصغر دارند،میزنی توی سرِ دلت و بهش بها نمیدی.
یکی از دوستان مشترک بعد از مدتی پیام میده که بچه های هیئت برات آبِ تربت از مراسم علی اصغر نگه داشتند و دادن به من،یکبار بیا خونمون تا بهت بدم،اما باز نمیری تا نخوای آمار بدی و یجورایی به "میم" وصل بشی.
امشب خیلی اتفاقی دوست مشترک رو مبینی و اون امانتی رو یادش باشه اما تو فراموش کرده باشی.
روزی که انتظارش رو نداری،جایی که انتظارش رو نداری، آبِ تربت مراسم رو بدست برسونن.

همین نشونه های کوچیک رو برای خودت تفسیر میکنی که یعنی هنوز حواسشون به تو و دلت هست :)
مگه میشه دلت از خوشی غنج نره؟


۱۴ مهر ۹۷ ، ۲۱:۳۴
^_^ khakestari

باز آی و دلِ تنگِ مرا مونسِ جان باش

حالا که کم کم دارم به روز خداحافظی نزدیک میشم،قلبم فشرده میشه.
اون شوق دیدار رنگ باخته!
دیدارها تازه شده،دلتنگی رفع شد اما دوست دارم بودنش همیشگی باشه،بودنی که توی تک تک روزها تکثیر بشه!
امشب که قدم میزدیم،خیره شدم به دست هایی که معلوم نیست دوباره کی بهم گره بخوره!
نمیتونم بگم خواهر که همیشه برام مادرانه هاش رو خرج کرده.جزو معدود ادم های دنیایِ خالی من هست که با اطمینان و صد در صد میتونم بگم تا آخر دنیا باهامه.
وقتایی که استپ میکنم،زمین میخورم اولین نفری هست که شتابان میاد سمتم.
این روزهای آخرِ کنارِ هم بودن یک شیرینی و تلخی خاص داره،دل دل میکنم برای لحظه خداحافظی.
لحظه ای که توی بغلش گریه میکنم و اونم با بغض میگه من نصف قلبم رو اینجا میذارم و میرم.

+همون خواهری که وقتی کوچیک بودم مامان صداش میکردم.
++همیشه خدا رو بابت داشتن خواهرای خوب شکر میکنم اما این خواهرم برام یک چیز دیگست :) خدا حفظش کنه برام.

۱۲ مهر ۹۷ ، ۲۲:۳۶
^_^ khakestari

عکسِ دوست داشتنی

بین تموم پوشه های وب (طبقه بندی موضوعی) پوشه "دلخوشی ها کم نیست" مهجور مونده!

شاید حکایت از حال بدی های من میده که دلخوشی ها کمتر به چشمم اومده.

دو روز پیش لطف یکی از دوستان شامل حالم شد و به نیابت از من زیارت کرده بودند (الکی مثلا من خودم رو چتر نکرده بودم و به زووور مجبور به زیارت نشدند 😁) چندتا عکس فرستادند که یکیش رو گذاشتم روی صفحه گوشی.

هی قفل گوشی رو باز میکنم و خیره میشه به عکسی که عجیب دلبری میکنه و دیدنش شده دلخوشی این روزهام :)


+خواستم عکس رو ضمیمه کنم اما دلم نیومد!!!!

خساست به خرج میدم و میذارم این عکس فقط و فقط برای من باشه :)

۲۷ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۳۰
^_^ khakestari

فینگیلِ خاله

خیلی وقته که دقیق نشدم و دلخوشی های کوچولو هم حتی دیگه به چشمم نیومده.


توی این شلوغی های سرسام آور وقتی که توی  ظل آفتاب رفتم  حیاط تا بتونم با خواهرم صحبت کنم،بین تموم حرف ها و دردودل ها بحث میرسه به فینگیلِ خاله که تازگی اعلام موجودیت کرده :)

یواشکی های خواهرانه عجیب مزه میده :) حتی اگه توی یک روز شلوغ باشی و حس کنی فاصله ای نداری با دیوونه شدن!

سر ظهر توی ظل آفتاب، زیر سایه ی درخت نشستم و خواهرم یکی یکی اسم های انتخابی برای فینگیل رو از روی لیست میخونه.

شما که غریبه نیستید اما بعضی از اسم ها رو حتی نشنیدم و یادم نیست، حواسم جمعِ خیالبافی بود :)

اولین باری نیست که دارم خاله میشم اما هرچقدر که بزرگتر میشم انگار این حس شیرین تر میشه :)


+شما اسم پیشنهادی دارید عایا؟

۲۸ تیر ۹۷ ، ۱۲:۴۷ ۱۵ نظر
^_^ khakestari

هذیون011

از خبر خیلی خوشحال نشدم.نمیدونم بخاطر فاصله ی مکانی که داریم و یا شایدم بخاطر دلخوری اخیر هست.

شایدم احساساتم یخ زده،شایدم فکر کردن به آینده باعث خوشحالی زیاد نمیشه.آینده ای که من توی لحظات حساس زندگیت و شادی و غم ها کنارت نیستم.

میترسم از آینده....

میترسم از روزی که فکرها و عقایدمون خیلی باهم فرق کنه و تو نتونی منو درک کنی و من فقط برات یک اسم باشم.

میترسم از آینده ای که به لطف دنیای غریب مجازی تصویر و صدای منو داشته باشی فقط،نهایت چندسالی یکبار از نزدیک ببینمت.

تصور بودنت باعث میشه  دلم غنج بره عزیزِ دل اما میترسم که درآینده منو دوست نداشته باشی.


 این عادلانه نیست که سهم من از بودنت ختم بشه به عکس ها و فیلم هات...عادلانه نیست که نتونم تو رو بغل کنم تا بوی تو منو یادِ بهشت خدا بندازه....عادلانه نیست که نتونم با تک تک رفتارهام بهت نشون بدم که چقدر عزیز و خواستنی هست.

۰۹ خرداد ۹۷ ، ۱۶:۴۴
^_^ khakestari

آرامش

تمومِ دلشوره و ناراحتی هام با دیدن این عکسی که فرستاد، دود شد رفت هوا :)

اصلا مگه میشه وقتی میگه برات دعا کردم و میدونم از ته ته قلبش دعا کرده برام، خیالم راحت نشه؟

چجوری این همه خوبی و مهربونی رو باید جبران کنم؟

۱۵ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۲۸ ۸ نظر
^_^ khakestari

آش

وقتی وسط سر و کله زدن با کتاب ها مجبور میشی بری در رو باز کنی و با یک کاشه آش روبرو میشی،چشم هات برق میزنند و کلی ذوق میکنی :)

برای اینکه از دهن نیوفته تند تند برا خودت توی یک کاسه میریزی و میری وسط حیاط توی هوای نسبتا سرد میشینی و زُل میزنی به ابرها و آشِ خاله پَز رو میخوری.

آش رو مزه مزه میکنی، به صدای بلبل همسایه بغلی گوش میکنی و فعلِ گور بابای دنیا و استرس هاش رو صرف میکنی :))


+گفته بودم قبلا که دلخوشی ها کم نیست :) گاهی میشه با یک کاسه آش توی هوای بارونی دوپینگ کرد!

۰۳ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۲:۵۳ ۱۹ نظر
^_^ khakestari