نقطه سر خط

گاهی باید یک نقطه بذاری و از نو شروع کنی

۲۷ مطلب با موضوع «هذیون نوشت» ثبت شده است

هذیون نوشت30

ناامید نیستم اما خسته ام

دلم یک خواب طولانی میخواد و چند روز تعطیلی که بدون دغدغه سپری کنم اما شایدم نه،میدونم کجای کار لنگ میزنه.

من ادمِ انتظار نیستم و این چشم انتظاری یکم باعث شده روحم فرسوده بشه.اینکه مدام یک موضوع ته ذهنت جاخوش کرده باشه و سعی کنی نادیده بگیری یا به خودت هی دلداری بدی و سعی کنی مثبت نگر باشی،انرژی زیادی میبره.

این روزها خیلی لبخند میزنم اما یادم نیست کی واقعا از ته دل قهقهه زدم!!!

دلم خنده واقعی میخواد.


+برای اولین بار زبانکده این ترم افتادم و اصلا به کتف چپم هم نیست و حتی هنوز برای ثبت نام ترم جدید اقدام نکردم.این خونسردی و بیخیالی از من بعید بود و خودمم متعجبم.

++از هفته دیگه امتحانات دانشگاه هم شروع میشه و هنوز نخوندم اما برا این بگی نگی استرس دارم.

۲۶ آذر ۹۷ ، ۲۳:۱۷ ۰ نظر
^_^ khakestari

چیزی که میان من و تو نیست غریبی ست/صد بار تو را دیده ام ای غم به گمانم

چند روز هست که دست به کیبورد میشم و پیش نویسی به پیش نویس ها اضافه میشه.
بعد از رقص انگشت هام  روی کیبورد " آخرش که چی" پررنگی توی ذهنم نقش میبنده و شما معاف میشید از خوندن خزعبلات من.
حرفام رو نگفته، قورت میدم.
وقتی کلاف سردرگم حرفام رو میگیرم میرسم به بغضی که انگار بیخ گلوم رو چسبیده!
بغضی که دلیلی براش ندارم!

۱۶ آذر ۹۷ ، ۰۲:۰۱ ۱۵ نظر
^_^ khakestari

هذیون٠٢٥

پَ....ذی...رِش

از دیروز تاحالا دارم این کلمه رو برای خودم بخش میکنم.

امان از وقتی که سنگاتو با خودت وا میکنی و مقصرترین فرد ماجرا میشی،نه اینکه اشتباه فقط از تو باشه،نه،فقط بیشتر از این ها از خودت توقع داشتی.

دیروز فکر میکردم بدترین روز زندگیم هست،بدترین اتفاق ممکن که قبلا حتی تصورش هم آزاردهنده بود،افتاد.اما من هنوز زنده ام،بعد از چندساعت سوگواری درونی سعی کردم دنبال بهترین راه حل ممکن باشم.

مهم نیست راه انتخابی ایده آل من نیست،مهم چشم انداز اینده هست که میتونه این حس خسران رو به موفقیت تبدیل کنه.

من همون خاکستری هستم که توی سنگلاخ جاده زندگی تا اینجای قصه پیش اومدم،از این به بعد هم پیش میرم :)


+پست قبل تلاشی برای کتابی نوشتن و دوری از محاوره نویسی بود که اصلا دلچسب نشد،همون محاوره بنویسم بهتره :)

۲۲ شهریور ۹۷ ، ۰۱:۳۸
^_^ khakestari

هذیون 24

الان داره بارون میباره و خدا میدونه که تا همین چند دقیقه پیش عزا گرفته بودم برای رفتن به کلاس،اما الان حاضرم سریع شال و کلاه کنم و پیاده برم کلاس :)

شاید همین بارون تموم حس های مزخرف و متناقض رو بشوره و با خودش ببره.


+چیزی بهتر از صدای بارون و بوی خاک وجود داره؟

++هروقت بارون میاد ناخوداگاه اهنگ صدای بارون از ستار،توی ذهنم پلی میشه :)
+++خوشحالم این تابستون لعنتی داره تموم میشه،حتی با وجود اینکه به هیچ کدوم از برنامه هام نرسیدم.
++++شدیدا احساس اضافی بودن دارم توی خونه!!!
+++++هروقت حالم بد باشه،خوابم زیاد میشه و این تابستون من احساس قرابت عجیبی دارم با کوآلا :)
++++++دیشب خواب دیدم که میم اومده برای آشتی و من چقدر خوشحال بودم توی خواب و استقبال کردم ازش :| یعنی خاااااااک برسرم با این احساسات لعنتی،حافظه ماهی گلی بهتر از منه،سه سوت تموم توهین ها و بدی ها یادم میره.

۱۳ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۱۵
^_^ khakestari

هذیون 23

گاهی اوقات به این نتیجه میرسم که هیچ کس مثل خودم نمیتونه حالم رو بد کنه.

گاهی انگار خودآزاری مزمن میگیرم و تموم نداشته ها و داشته هایی که فقط حسرتش نصیبم شده رو به صف میکنم توی ذهنم.

گاهی منِ درون قد علم میکنه و تیشه میزنه به ریشه خودش.

اینجور وقتا دوست دارم نامرئی باشم،کمترین مراوده روزانه رو داشته باشم و برم توی پیله خودم.

ای کاش این همه توی پیله رفتن آخرش پروازی در پی داشت.......

۰۵ شهریور ۹۷ ، ۰۰:۳۵
^_^ khakestari

هذیون٠٢٣

کاش زندگی هامون مثل عکس هامون رنگی و شاد بود!

حداقل حداقل زندگی هامون مثل سریال های آبکی مزخرف صدا و سیما تهش خوب بود!


+خدایا توی این فصل از زندگینامه من خروج اضطراری کجاست؟

++قیامت من تقاضای ویدیو چک میکنم!!!!

۱۴ مرداد ۹۷ ، ۱۱:۳۰ ۸ نظر
^_^ khakestari

هذیون٠٢٢

گاهی اوقات میدونی یسری کارها چه بلایی سرت میارن، اما انگار لجبازی میکنی با خودت!!!!

توی آینه به خودت زٌل میزنی،اسلحه رو میذاری روی شقیقه ات و ماشه رو میچکونی!!!

شایدم تیغ رو میذاری روی نبض دستت و میکشی محکم!!!

اره دومی محتمل تر هست، چون با این خودکشی های خوداگاه یکبار نمیمیری،بلکه با هر تیغ که میکشی هزاربار جون میدی!!!

تا دنیا دنیاست رَدهای تیغ روی روحت توی ذوق میزنه،ردهایی که فقط خودت خبر داری!

۱۰ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۳۸
^_^ khakestari

هذیون٠٢١

اگر قبلا عذاب وجدان داشتم بابت دعوا و حرف هایی که چندسال پیش بهش زدم،با رفتارهای این چندروز دود شد رفت هوا!

چطور میتونه انقدر حق به جانب باشه با رفتارهای اینچنینی؟

فکر کرده آیکیو جلبک داریم ما؟

متنفرم ازت که انقدر ادعای عاقلی و روشن فکری داری اما داری گند میزنی به زندگیت.

انقدر سمن دارم که این یاسمن توش گُمه،

نمیخوام مثل چندسال پیش،استرسِ زندگیش رو داشته باشم،

بره به درک....

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۶:۱۰
^_^ khakestari

هذیون 019

رفتم حرم تا بلکه یکم دلم آروم بشه، دعای توسل میخونم و نمیخونم انگار،سوره یس میخونم و نمیخونم انگار،توی حرم هستم و نیستم انگار.
بغض بدی دارم،نه میشکنه و نه میشه قورتش بدم.
حالم دقیقا خودِ خود برزخ هست.
توی برزخ دوراهی دست و پا میزنم.
مستاصل هستم و میترسم.
میترسم از این دوراهی که یک سمتش دنیا هست و یک سمت دیگه آخرت.
تسبیح دست میگیرم و فقط خدا رو صدا میزنم، با " یا الله" پنجمی بغضم میشکنه و سر درد و دلم باز میشه.
بخدا این انصاف نیست، امتحانت زیادی سخته ایها الرئوف...میترسم.
خودت که وضعیتم رو میدونی،خودت که از زیر و بَم من خبر داری.
من زورم نمیرسه،میترسم مردود بشم توی امتحانت
اگه رد شدم، اگه بد شدم، تو قول بده که روت رو برنگردونی ازم
قول بده که دستم رو رها نکنی
هرچقدر هم که بد بشم بازم میدونی که جات توی قلبمه،بازم میدونی که دلم برای حسینت میتپه
هرچقدر بد شدم تو نگاهت رو نگیر
نیاد اون روزی که از من قطع امید کنی مولای من.
۰۲ تیر ۹۷ ، ۲۳:۲۸ ۱۵ نظر
^_^ khakestari

هذیون018

توی ذهنمون نهادینه شده که گذر زمان، درمان و علاج بسیاری از مسائل و مشکلات هست، اما بنظرم گذر زمان میتونه خیلی مخرب باشه، دقیقا همون موقعی که با گذر زمان تموم دلخوری ها و اذیت هایی که شدی یادت میره و دوباره با اون آدم مثل سابق برخورد میکنی.
انگار گذر زمان یک لایه ضخیم روی تموم خاطرات بد  میکشه.
گاهی برای بعضی از آدم ها نباید چشم پوشی کرد،لازم نیست که کینه و دلخوری رو هر روز با خودمون حمل کنیم اما نباید هم فراموش کرد.
 امروز برای آدم فراموشکاری مثل من اون برخورد بد لازم بود،تا دوباره یادم بیاد این همونی هست که بارها و بارها اشکت رو دراورد.اینجا ثبت میکنم تا یادم نره که دیگه هیـــــــــچ وقت بهش نزدیک نشم.

+برای گذر زمان این مصرع از شیج اجل میتونه حق مطلب رو ادا کنه " الغیاث از تو که هم دردی و هم درمانی"

۰۲ تیر ۹۷ ، ۱۴:۴۴ ۴ نظر
^_^ khakestari